![]() |
![]() |
|
| منابع مهندسی صنایع |
|
مديريت استراتژيك چيست؟ هنر و علم تدوين ، اجرا و ارزيابي تصميمات وظيفهاي چندگانهاي كه سازمان را قادر ميسازد به هدفهاي بلندمدت خود دست يابد مراحل مديريت استراتژيك : تدوين استراتژيها (برنامهريزي) اجراي استراتژيها ارزيابي استراتژيها مزاياي برنامهريزي استراتژيك : پيشبيني مشكلات احتمالي علاقه مندكردن مديران به سازمان پيشبيني تغييرات و پيشنهاد عكسالعملهاي لازم روشن كردن هدفهاي واقعي سازمان تبيين بسترهاي مناسب براي دستيابي به اهداف ايجاد درك روشني از وضعيت سازمان شناخت فرصتها و تهديدات آتي هدفمند كردن مديريت ارائه روشي براي ارزيابي مداوم عملكرد اولويتبندي فعاليتها براي تخصيص منابع هماهنگ كردن قسمتها در راستاي اهداف مشخص مأموريت سازمان : جملات و عباراتي كه اهداف نهايي سازمان، فلسفه وجودي، ارزشهاي حاكم بر سازمان و نحوه پاسخگويي به نياز مخاطبين را مشخص ميكند. علاوه براين، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحثها و فعاليتهاي سازنده مؤثر را هموار ميكند. توافق بر سر مأموريت سازمان تمام فعاليتهاي أن را همسو ميسازد و انگيزش و توجه مخاطبين سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزايش ميدهد. بيانيه مأموريت بيانگر چشماندازهاي بلندمدت سازمان است در قالب آنچه كه ميخواهد باشد و كساني كه ميخواهد به آنها خدماتي را ارائه نمايد. مأموريت سازماني مبناي اولويتها، استراتژيها، برنامهها و وظايف كاري است و تفاوت ما با سازمانهاي مشابه را نشان ميدهد. بيانيه مأموريت سازمان بايد داراي ويژگيهاي زير باشد: سازمان را آنگونه كه هست و آنچه كه در نظر دارد بشود معرفي نمايد. به اندازهاي محدود باشد كه برخي از فعاليتها را حذف نموده و به اندازه اي وسيع باشد كه اجازه رشد خلاقيت و نوآوري بدهد. سازمان را از ساير سازمانها متمايز نمايد. به عنوان چارچوبي عمل كند كه بتوان بوسيله آن فعاليتهاي كنوني و آينده را ارزيابي كرد. بررسي عوامل خارجي : شناسايي و ارزيابي روندها و رويدادهاي خارج از كنترل سازمان جهت تدوين استراتژيهاي مناسب مواجهه با آنها. عوامل خارجي به دو دسته كلي تقسيم ميشود: فرصتها :تحولات و روندهاي خارجي كه استفاده از آنها باعث ايجاد مزيت قابل ملاحظهاي براي سازمان ميشود. تهديدها: شرايط و تحولات خارجي كه بروز آنها موجب ايجاد فشارها و مشكلاتي براي سازمان ميگردد عوامل داخلي به دو دسته كلي تقسيم ميشود: نقاط قوت : تواناييها و استعدادهاي داخلي كه بكارگيري آنها باعث ايجاد مزيت قابل ملاحظهاي براي سازمان ميشود. نقاط ضعف : مشكلات و كمبودهايي كه وجود آنها باعث ايجاد فشارها و مشكلاتي براي سازمان ميگردد. استخراج استراتژيها : در اين مرحله بايد مجموعهاي از استراتژيها خلق كرد كه سازمان و عوامل داخلي آن را به نحوه مؤثر با عوامل خارجي مرتبط سازد. استراتژي : مقايسهاي كه سازمان بين مهارتها و منابع داخلي و فرصتها و ريسكها مينمايد. استراتژي : شكلي از اهداف، سياستها، برنامهها، اقدامات، تصميمات يا تخصيص منابع كه تعريف ميكنند سازمان چيست و چه ميكند. استراتژي : مسير و روش رسيدن به اهداف سازمان مهمترين ابزار براي استخراج استراتژيها است : SWOTماتريس
تعيين برنامهها : اگر فرض كنيم كه استراتژيها مسيرهاي رسيدن به هدف هستند، برنامهها را ميتوان گامهايي دانست كه در طول اين مسيرها برداشته ميشود. به عبارت ديگر استراتژيها براي عملي شدن نيازمند ترجمه به زبان طرحها و اقدامات اجرايي هستند كه مديران بتوانند از اين طريق وظيفه خود را تشخيص داده و اجرا نمايند. براي هر استراتژي تعدادي برنامه پيشنهاد ميشود كه ميتواند به صورت فعاليتهاي اجرايي، تحقيقاتي، اداري مالي و پشتيباني وباشد. تعيين اهداف كمي : در مرحله بعد براي هريك از برنامهها بايستي هدف مقداري و مشخصي را تعيين نمود و مراحل و هزينهها و منافع برنامهها را نيز مشخص كرد. اين امر خود يك روش سلسله مراتبي است |
|||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:47 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
بر ساقه ی گل شقایق بنویسید
تاب و تب در و دیوار ندارد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:17 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
اطلاعات ، عدم قطعيت و پيچيدگي
® انسان به عنوان يك عنصر هوشمند طبيعت ® تلاش انسان براي به دست آوردن اطلاعات ونيل به اهداف ® محدوديت قواي ادراك انسان ® مواجه با عدم قطعيت و عدم حتميت ® نياز انسان به تصميم گيري و تجزيه و تحليل اطلاعات ® فعل و انفعال و اثرات متقابل اطلاعات و عدم حتميت معياري براي ميزان پيچيدگي مقياس و عدم حتميت ® اجتناب ناپذير بودن حتميت در علوم دقيقه ® مطلوبيت هاي متفاوت براي انتخاب واحدهاي مختلف نمايان گر اجتناب ناپذير بودن عدم حتميت ® زبان محاوره اي به عنوان ابزار ابهام انگيز مثال : (پارادوكس توده) استفاده از زبان مصنوعي ظهور تئوري مجموعه هاي فازي ® مطرح بودن عدم حتميت تا اواخر قرن نوردهم به عنوان پديدهاي كه بايد از آن اجتناب كرد ® ارائه نظريه مجموعه هاي فازي با مرزهاي غير تند و غير شفاف (نقض قاعده سنتي در مورد يك عضو ومتمم آن) ® ارائه چند ايده مهم در مورد تشخيص الگو و خوشه بندي ® استفاده توليدكنندگان ژاپني از اين منطق از سال كاربرد ها ® سيستم هاي خبره – سيستم هاي پايگاه داده و اطلاعات ® سيستم هاي رباتيك –فرآوري تصوير وسيگنال ها ® تجزيه و تحليل ريسك – پزشكي – روانشناسي – شيمي ® اكولوژي- اقتصاد تئوري مجموعه هاي فازي در مقابل تئوري احتمالات ® تئوري فازي و احتمالات دو وجه متفاوت از عدم حتميت ® تئوري احتمالات :انتظارات از آينده ومبتني بر رويدادهاي تصادفي ® تئوري فازي: ناشي از عدم شفافيت در معني يك واژه زباني و مبتني بر يك رويدادمتمركز
منطق كلاسيك ® بر اساس اين منطق ، استدلالي صحيح است كه نتيجه صحيح متعلقب مقدمات صحيح و يا بديهيات كامل حاصل گردد ® پايه اين استدلال ذهني است ® به دو صورت عمده انجام مي شود: استقرايي قياسي ® عدم امكان نتيجه گيري غلط در صورت وجود مقدمات صحيح نفی عطف توابع دو متغيره ® تاتولوژي – فصل – تضمن – ايقاع- تضمن – تساوي ® عطف – نه هر دو – غير تساوي - نفي – بازدارندگي ® نه اين نه آن
مفاهيم فازي ® تميز مفاهيم يك حركت انتقالي پيوسته است ® نفي قانون تناقض و قانون نفي شق سوم ® درجه عضويت : مبين درجه انطباق با مفهومي است كه در مجموعه فازي وجود دارد ® تابع عضويت : مبين درجه عضويت يك متغير از بازه بسته [0,1]
نحوه نمايش مجموعه هاي فازي ® نمايش ترسيمي ® نمايش هندسي ® نمايش بصورت جدول و ليست
نمايش ترسيمي به صورت يك نمودار كه در محور افقي اعضا مجموعه و در محور قائم درجه عضويت هر عضو قرار دارد
نمايش به صورت جدول وليست عضو A=A(X1)/X1 + A(X2)/X2+A(X3)/X3+…. نمايش هندسي ® هر عنصر از X را مي توان در دستگاه مختصات اقليدسي n بعدي نشان داد مثلا يك مكعب نمايش دهنده يك مجموعه سه عضوي است نمايش عددي ® به صورت ضابطه اي از X تعريف مي شود زمانيكه مجموعه مرجع نامحدود باشد ® ممكن است به صورت مثلث متقارن يا ذوزنقه يا زنگولهاي باشد عمليات مجموعه هاي فازي ® متمم فازي استاندارد ® اجتماع فازي استاندارد ® اشتراك فازي استاندارد قوانين مورد استفاده در مجموعه هاي فازي جابجايي – شركت پذيري- اين هماني – توزيع پذيري – دمورگان ويژگي هاي بيشتر ® A-cut ® Strong a-cut ® Support يا پشتيبان ® Core يا كانون ® Height يا بلندي ® مجموعه تراز ® نمايش مقطع a ® ويژگي پايه مقاطع ® تحدب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:25 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
زمانی که در سال 1965 پروفسور لطفیزاده، استاد ايرانیالاصل دانشگاه برکلی، اولين مقاله خود را در زمينه فازی تحت عنوان مجموعههای فازی (FUZZY TEST) منتشر کرد، هيچ کس باور نداشت که اين جرقهای خواهد بود که دنيای رياضيات را به طور کلی تغيير دهد.
گرچه در دهه 1970 و اوايل دهه 1980 مخالفان جدی برای نظريه فازی وجود داشت، اما امروزه هيچ کس نمیتواند ارزشهای منطق فازی و کنترلهای فازی را منکر شود. افتخار هر ايرانی است که پايه علوم قرن آينده از نظريات يک ايرانی میباشد؛ بايد قدر اين فرصت را دانست و در تعميم نظريه فازی و استفاده از آن کوشش و تلاش کرد. زمينههای پژوهش و تحقيق در نظريه فازی بسيار گسترده میباشد؛ پژوهشگران علاقهمند میتوانند با پژوهش و تحقيق در اين زمينه باعث رشد و شکوفايی هرچه بيشتر نظريه فازی شوند. در اين مقاله سعی شده است که خوانندگان محترم با نظريه فازی و تاريخچه آن آشنا شوند و زمينههای تحقيق و پژوهش مورد بررسی قرار گيرد. اميد است که بتوان قدمی هر چند کوچک در جهت تعالی کشور عزيزمان ايران برداريم نظرية مجموعه فازي در سال 1965 توسط پروفسور لطفي عسگرزاده، دانشمند ايرانيتبار و استاد دانشگاه بركلي امريكا عرضه شد. اگر بخواهيم نظريه مجموعههاي فازي را توضيح دهيم، بايد بگوييم نظريهاي است براي اقدام در شرايط عدم اطمينان؛ اين نظريه قادر است بسياري از مفاهيم و متغيرها و سيستمهايي را كه نادقيق و مبهم هستند، صورتبندي رياضي ببخشد و زمينه را براي استدلال، استنتاج، كنترل و تصميمگيري در شرايط عدم اطمينان فراهم آورد. پرواضح است كه بسياري از تصميمات و اقدامات ما در شرايط عدم اطمينان است و حالتهاي واضح غير مبهم، بسيار نادر و كمياب ميباشند. نظرية مجموعههاي فازي به شاخههاي مختلفي تقسيم شده است كه بحث كامل و جامع در مورد هر شاخه، به زمان بيشتر و مباحث طولانيتری احتياج دارد. در اين مبحث که با انواع شاخههاي فازي و كاربرد آنها آشنا ميشويم، تلاش شده است كه مباحث به صورت ساده ارائه شود و مسائل بدون پيچيدگيهاي خاص مورد بررسي قرار گيرد. همچنين تلاش شده است كه جنبههاي نظري هر بحث تا حد امكان روشن شود؛ گرچه در بسياري موارد به منظور اختصار، از بيان برهانها چشمپوشي شده است و علاقهمندان را به منابع ارجاع دادهايم. مطالعه اين پژوهش ميتواند زمينهاي كلي و فراگير دربارة اهم شاخههاي نظريه مجموعههاي فازي فراهم آورد؛ اما علاقهمندان ميتوانند با توجه به نوع و ميزان علاقه و هدف خود، به مراجع اعلام شده، مراجعه نمايند. تاريخچة مختصري از نظريه و كاربردهاي فازي دهة 1960 آغاز نظريه فازي نظريه فازي به وسيله پروفسور لطفيزاده در سال 1965 در مقالهاي به نام مجموعههاي فازي معرفي شد. ايشان قبل از كار بر روي نظريه فازي، يك استاد برجسته در نظريه كنترل بود. او مفهوم «حالت» را كه اساس نظريه كنترل مدرن را شكل ميدهد، توسعه داد. عسگرزاده در سال 1962 چيزي را بدين مضمون براي سيستمهاي بيولوژيك نوشت: ما اساساً به نوع جديد رياضيات نيازمنديم؛ رياضيات مقادير مبهم يا فازي كه توسط توزيعهاي احتمالات قابل توصيف نيستند. وی فعاليت خويش در نظريه فازي را در مقالهاي با عنوان «مجموعههاي فازي» تجسم بخشيد. مباحث بسياری در مورد مجموعههاي فازي به وجود آمد و رياضيدانان معتقد بودند نظريه احتمالات براي حل مسائلي كه نظريه فازي ادعاي حل بهتر آن را دارد، كفايت ميكند. دهة 1960 دهة چالش كشيدن و انكار نظريه فازي بود و هيچ يك از مراكز تحقيقاتي، نظريه فازي را به عنوان يك زمينه تحقيق جدي نگرفتند. اما در دهة 1970، به كاربردهاي عملي نظريه فازي توجه شد و ديدگاههاي شكبرانگيز درباره ماهيت وجودي نظريه فازي مرتفع شد. استاد لطفيزاده پس از معرفي مجموعة فازي در سال 1965، مفاهيم الگوريتم فازي را در سال 1968، تصميمگيري فازي را در سال 1970 و ترتيب فازي را در سال 1971 ارائه نمود. ايشان در سال 1973 اساس كار كنترل فازي را بنا كرد. اين مبحث باعث تولد كنترلكنندههاي فازي براي سيستمهاي واقعي بود؛ ممداني (Mamdani) و آسيليان (Assilian) چهارچوب اوليهاي را براي كنترلكننده فازي مشخص كردند. در سال 1978 هومبلاد (Holmblad) و اوسترگارد(Ostergaard) اولين كنترلكننده فازي را براي كنترل يك فرايند صنعتي به كار بردند كه از اين تاريخ، با كاربرد نظريه فازي در سيستمهاي واقعي، ديدگاه شكبرانگيز درباره ماهيت وجودي اين نظريه كاملاً متزلزل شد. دهة 1980 از لحاظ نظری، پيشرفت كندي داشت؛ اما كاربرد كنترل فازي باعث دوام نظريه فازي شد. مهندسان ژاپني به سرعت دريافتند كه كنترلكنندههاي فازي به سهولت قابل طراحي بوده و در مورد بسياري مسائل ميتوان از آنها استفاده كرد. به علت اينكه كنترل فازي به يك مدل رياضي نياز ندارد، ميتوان آن را در مورد بسياری از سيستمهايي كه به وسيلة نظريه كنترل متعارف قابل پيادهسازي نيستند، به كار برد. سوگنو مشغول كار بر روي ربات فازي شد، ماشيني كه از راه دور كنترل میشد و خودش به تنهايي عمل پارك را انجام ميداد. ياشونوبو (Yasunobu) و مياموتو (Miyamoto) از شركت هيتاچي كار روي سيستم كنترل قطار زيرزميني سندايي را آغاز كردند. بالاخره در سال 1987 پروژه به ثمر نشست و يكي از پيشرفتهترين سيستمهاي قطار زيرزميني را در جهان به وجود آورد. در دومين كنفرانس سيستمهاي فازي كه در توکيو برگزار شد، درست سه روز بعد از افتتاح قطار زيرزميني سندايي، هيروتا (Hirota) يك روبات فازي را به نمايش گذارد كه پينگپونگ بازي ميکرد؛ ياماكاوا (Yamakawa) نيز سيستم فازي را نشان داد كه يك پاندول معكوس را در حالت تعادل نشان ميداد. پس از اين كنفرانس، توجه مهندسان، دولتمردان و تجار جلب شد و زمينههای پيشرفت نظريه فازي فراهم شد.
دهة 1990 ، توجه محققان امريكا و اروپا به سيستمهاي فازي موفقيت سيستمهاي فازي در ژاپن، مورد توجه محققان امريكا و اروپا واقع شد و ديدگاه بسياري از محققان به سيستمهاي فازي تغيير کرد. در سال 1992 اولين كنفرانس بينالمللي در مورد سيستمهاي فازي به وسيله بزرگترين سازمان مهندسي يعني IEEE برگزار شد.
در دهة 1990 پيشرفتهاي زيادي در زمينة سيستمهاي فازي ايجاد شد؛ اما با وجود شفاف شدن تصوير سيستمهاي فازي، هنوز فعاليتهاي بسياري بايد انجام شود و بسياري از راهحلها و روشها همچنان در ابتداي راه قرار دارد. بنابراين توصيه ميشود که محققان كشور با تحقيق و تفحص در اين زمينه، موجبات پيشرفتهاي عمده در زمينة نظريه فازي را فراهم نمايند.
زندگينامة پروفسور لطفيزاده
استاد لطفيزاده در سال 1921 در باكو متولد شد. آنجا مركز آذربايجان شوروي بود. لطفيزاده يك شهروند ايراني بود؛ پدرش يك تاجر و نيز خبرنگار روزنامة ايرانيان بود. استاد لطفيزاده از 10 تا 23 سالگي در ايران زندگي كرد و به مدرسة مذهبي رفت. خاندان لطفيزاده از اشراف و ثروتمندان ايراني بودند كه هميشه ماشين و خدمتكار شخصي داشتند. در سال 1942 با درجة کارشناسی مهندسي برق از دانشكده فني دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد. او در سال 1944 وارد امريكا شد و به دانشگاه MIT رفت و در سال 1946 درجة کارشناسیارشد را در مهندسي برق دريافت كرد. در سال 1951 درجة دكتراي خود را در رشتة مهندسي برق دريافت نمود و به استادان دانشگاه كلمبيا ملحق شد. سپس به دانشگاه بركلي رفته و در سال 1963 رياست دپارتمان مهندسي برق دانشگاه بركلي را كه بالاترين عنوان در رشتة مهندسي برق است، كسب نمود. لطفيزاده انساني است كه هميشه موارد مخالف را مورد بررسي قرار داده و به بحث دربارة آن ميپردازد. اين خصوصيت، قابليت پيروزی بر مشكلات را به لطفيزاده اعطا نموده است. در سال 1956 لطفيزاده بررسي منطق چند ارزشي و ارائة مقالات تخصصي در مورد اين منطق را آغاز کرد. پروفسور لطفيزاده از طريق مؤسسة پرينستون با استفن كلين آشنا شد. استفن كلين كسي است كه از طرف مؤسسة پرينستون، منطق چند ارزشي را در ايالات متحده رهبري ميكرد. كلين متفكر جوان ايراني را زير بال و پر خود گرفت. آنها هيچ مقالهاي با يكديگر ننوشتند، اما تحت تأثير يكديگر قرار داشتند. لطفيزاده اصول منطق و رياضي منطق چند ارزشي را فرا گرفت و به كلين اساس مهندسي برق و نظرية اطلاعات را آموخت. وی پس از آشنايي با پرينستون، شيفتة منطق چند ارزشي شد. در سال 1962 لطفيزاده تغييرات مهم و اصلي را در مقالة «از نظرية مدار به نظرية سيستم» در مجلة IRE كه يكي از بهترين مجلههاي مهندسي آن روز بود، منتشر ساخت. در اينجا براي اولين بار عبارت فازي را براي چند ارزشي پيشنهاد داد. لطفيزاده پس از ارائة منطق فازي، در تمام دهة 1970 و دهة 1980 به منتقدان خود در مورد اين منطق پاسخ ميداد. متانت، حوصله و صبوري استاد در برخورد با انتقادات و منتقدان منطق فازي از خود بروز ميداد، در رشد و نمو منطق فازي بسيار مؤثر بوده است، به طوری که رشد كاربردهاي كنترل فازي و منطق فازي در سيستمهاي كنترل را مديون تلاش و كوشش پروفسور لطفيزاده ميدانند و هرگز جهانيان تلاش اين بزرگمرد اسطورهاي ايراني را فراموش نخواهند كرد.
تعريف سيستمهاي فازي و انواع آن
واژة فازي در فرهنگ لغت آكسفورد به صورت مبهم، گنگ و نادقيق تعريف شده است. اگر بخواهيم نظرية مجموعههاي فازي را تعريف كنيم، بايد بگوييم که نظريهاي است براي اقدام در شرايط عدم اطمينان؛ اين نظريه قادر است بسياري از مفاهيم و متغيرها و سيستمهايي را كه نادقيق هستند، صورتبندي رياضي ببخشد و زمينه را براي استدلال، استنتاج، كنترل و تصميمگيري در شرايط عدم اطمينان فراهم آورد. چرا سيستمهاي فازي: دنياي واقعي ما بسيار پيچيدهتر از آن است كه بتوان يك توصيف و تعريف دقيق براي آن به دست آورد؛ بنابراين بايد براي يك مدل، توصيف تقريبي يا همان فازي كه قابل قبول و قابل تجزيه و تحليل باشد معرفي شود. با حركت به سوي عصر اطلاعات، دانش و معرفت بشري بسيار اهميت پيدا ميكند. بنابراين ما به فرضيهاي نياز داريم كه بتواند دانش بشري را به شكلي سيستماتيك فرموله كرده و آن را به همراه ساير مدلهاي رياضي در سيستمهاي مهندسي قرار دهد. سيستمهاي فازي چگونه سيستمهايي هستند؟ سيستمهاي فازي، سيستمهاي مبتني بر دانش يا قواعد ميباشند؛ قلب يك سيستم فازي يك پايگاه دانش است كه از قواعد اگر ـ آنگاه فازي تشكيل شده است. يك قاعده اگر ـ آنگاه فازي، يك عبارت اگر ـ آنگاه است كه بعضي كلمات آن به وسيله توابع تعلق پيوسته مشخص شدهاند. مثال: اگر سرعت خودرو بالاست، آنگاه نيروي كمتري به پدال گاز وارد كنيد. كلمات «بالا» و «كم» به وسيله توابع تعلق مشخص شدهاند؛ توضيحات كامل در شکل ارائه شده است.
مثال 1-1: فرض كنيد ميخواهيم كنترلكنندهاي طراحي كنيم كه سرعت خودرو را به طور خودكار كنترل كند. راهحل اين است كه رفتار رانندگان را شبيهسازي كنيم؛ بدين معني كه قواعدي را كه راننده در حين حركت استفاده ميكند، به كنترلكنندة خودكار تبديل نماييم. در صحبتهاي عاميانه رانندهها در شرايط طبيعي از 3 قاعده زير در حين رانندگي استفاده ميكنند: اگر سرعت پايين است، آنگاه نيروي بيشتري به پدال گاز وارد كنيد. اگر سرعت متوسط است، آنگاه نيروي متعادلي به پدال گاز وارد كنيد. اگر سرعت بالاست، آنگاه نيروي كمتري به پدال گاز وارد كنيد.
انواع سيستمهاي فازي سيستمهاي فازي خالص سيستمهاي فازي تاكاگي ـ سوگنوكانگ (TSK) سيستمهاي با فازيساز و غير فازيساز سيستم فازي خالص
موتور استنتاج فازي، اين قواعد را به يك نگاشت از مجموعههاي فازي در فضاي ورودي به مجموعههاي فازي و در فضاي خروجي بر اساس اصول منطق فازي تركيب ميكند. مشكل اصلي در رابطه با سيستمهاي فازي خالص اين است كه وروديها و خروجيهاي آن مجموعههاي فازي ميباشند. درحالي كه در سيستمهاي مهندسي، وروديها و خروجيها متغيرهايي با مقادير حقيقي ميباشند. براي حل اين مشكل، تاكاگي سوگنو و كانگ، نوع ديگري از سيستمهاي فازي معرفي كردهاند كه وروديها و خروجيهاي آن متغيرهايي با مقادير واقعي هستند.
سيستم فازي تاكاگي ـ سوگنو و كانگ بدين ترتيب قاعده فازي از يك عبارت توصيفي با مقادير زباني، به يك رابطة ساده تبديل شده است؛ به طور مثال در مورد خودرو ميتوان اعلام كرد كه اگر سرعت خودرو X باشد، آنگاه نيروي وارد بر پدال گاز برابر Y=CX ميباشد. مشكلات عمدة سيستم فازي TSK عبارت است از: بخش «آنگاه» قاعدة يك فرمول رياضي بوده و بنابراين چهارچوبي را براي نمايش دانش بشري فراهم نميكند. اين سيستم دست ما را براي اعمال اصول مختلف منطق فازي باز نميگذارد و در نتيجه انعطافپذيري سيستمهاي فازي در اين ساختار وجود ندارد. براي حل اين مشكلات نوع سومي از سيستمهاي فازي يعني سيستم فازي با فازيسازها و غير فازيسازها مورد استفاده قرار گرفت. سيستمهاي فازي با فازيساز و غير فازي ساز اين سيستم فازي معايب سيستم فازي خالص و سيستم فازي TSK را ميپوشاند. در اين مبحث، از اين پس سيستم فازي با فازي ساز و غير فازيساز منظور خواهد بود. به عنوان نتيجهگيري براي اين بخش لازم است يادآوري شود كه جنبة متمم نظريه سيستمهاي فازي اين است كه يك فرايند سيستماتيك را براي تبديل يك پايگاه دانش به يك نگاشت غير فعلي فراهم ميسازد.
زمينههاي تحقيق عمده در نظريه فازي منظور از نظريه فازي، تمام نظريههايي است كه از مفاهيم اساسي مجموعههاي فازي يا توابع تعلق استفاده ميكنند. مطابق شكل، نظريه فازي را میتوان به پنج شاخة عمده تقسيم كرد كه عبارتند از:
رياضيات فازي مفاهيم رياضيات كلاسيك، با جايگزيني مجموعههاي فازي با مجموعههاي كلاسيك توسعه پيدا كرده است.
منطق فازي و هوش مصنوعي كه در آن منطق كلاسيك تقريبهايي يافته و سيستمهاي خبره بر اساس اطلاعات و استنتاج تقريبي توسعه پيدا كرده است.
سيستمهاي فازي سيستمهاي فازي كه شامل كنترل فازي و راهحلهايي در زمينة پردازش سيگنال و مخابرات ميباشد.
عدم قطعيت و اطلاعات انواع عدم قطعيتها را مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد.
تصميمگيري فازي مسائل بهينهسازي را با محدوديتها در نظر ميگيرد.
اصل منطق فازي بايد توجه داشت كه پنچ شاخة مستقل از يكديگر نبوده و به شدت به هم ارتباط دارند. كه براي تحقيق در يك زمينه حتماً ميبايست در مورد زمينههاي ديگر نيز اطلاعات مناسب را به دست آورد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 23:23 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
طبق تفکر سيستمي ، ويژگيهاي مهم يک سيستم از تعامل بين اجزاء آن بوجود مي آيد نه از فعاليت جداگانه آنها . بنابراين وقتي سيستم را تجزيه مي کنيم ، ويژگيهاي مهم خود را از دست مي دهد . بنابراين سيستم، يک کل است که با تحليل قابل درک نيست . در عصر ماشين، وقتي چيزي بخوبي کار نمي کرد ، رفتار اجزاء آن بررسي مي شد تا راه ايجاد بهبودي پيدا شود .
با توجه به نکته فوق، روشي غير از تحليل براي درک رفتار و يژگيهاي سيستم ضروري است . ترکيب (Synthesis) نقص فوق را جبران نموده و براي تفکر سيستمي، يک موضوع کليدي است . در واقع ، تحليل و ترکيب ، مکمل هم هستند . 3 گام تفکر ترکيبي : 1. وقتي مي خواهيد موضوعي را بررسي کنيد ، ابتدا سيستم کلي که دربرگيرنده موضوع فوق است ، را مشخص نماييد . به عبارت ديگر ، يک کليت (whole) را شناسايي کنيد که موضوع فوق ، بخشي از آن است . به عنوان مثال ، هنگام تفکر در مورد يک "دانشگاه" (به عنوان موضوع) ، سيستم در برگيرنده آن ، ممکن است "نظام آموزش عالي" يا "نظام آموزشي" در نظر گرفته شود . 2. رفتار و ويژگي هاي سيستم کلي را بررسي نماييد . 3. رفتار يا ويژگي هاي موضوع مورد مطالعه را با توجه به نقشها (roles) يا کارکردهاي (functions) آن در سيستم کلي توضيح دهيد . در تفکر سيستمي ، توصيه مي شود که ترکيب قبل از تحليل انجام گيرد . در تفکر تحليلي، چيزي که مي خواهيم بررسي کنيم ، بعنوان يک کل تجزيه مي شود . ولي در ترکيب ، چيزي که مي خواهيم بررسي کنيم، بعنوان يک جزء از کلي که آنرا دربرگرفته ، بررسي مي گردد . اولي ، حوزه مورد توجه محقق را تقليل و دومي آنرا گسترش مي دهد . به عنوان مثال ، تفکر تحليلي براي تشريح دانشگاه شروع به تجزيه آن و رسيدن به عناصرش مي کند . مثلاً از دانشگاه به دانشکده ، به دپارتمان ، به دانشجو، هيئت علمي و موضوعات درسي و ... مي رسد . سپس عناصر را تعريف و آنها را جهت رسيدن به تعريف دپارتمان ، دانشکده و دانشگاه ترکيب مي کند . براي مواجه با واقعيتها ، هم ترکيب و هم تحليل لازم است . تحليل روي ساختار موضوع متمرکز مي شود . تعيين مي کند سيستمها چگونه کار مي کنند. ترکيب برکارکرد متمرکز مي شود. بنابراين تحليل، دانش(knowledge) ايجاد مي کند و ترکيب ، درک(understanding) را افزايش مي دهد (درک از کل به جزء جريان دارد و دانش از جزء به کل) . تحليل به درون چيزها مي نگرد ولي ترکيب از بيرون به آنها نگاه مي کند . در تفکر سيستمي اعتقاد براين است که با بسط سيستم مورد بررسي ، درک ما از آن افزايش مي يابد . در عصر ماشين ، به تعامل بين اجزاء درون سيستم توجه مي شد . ولي تفکر سيستمي ، علاوه برآن ، به تعامل سيستم با محيط نيز توجه دارد و نيز به تعامل کارکردي (Functional interaction) بين اجزاء سيستم توجه مي نمايد .
چرچمن (Churchman) ، مفهوم فوق را اينگونه توضيح مي دهد : در نگرش تحليلي ، معمولاً سيستم را با توجه به اجزاء تشکيل دهنده آن شناسايي نموده و تعريف مي کنند . بعنوان مثال اگر از يک فرد عادي بپرسيد اتومبيل چيست ؟ جواب مي شنويد " اتومبيل وسيله اي است که چهار چرخ دارد و به کمک يک موتور حرکت مي کند " اگر از او بپرسيد اتومبيل سه چرخه هم وجود دارد ؟ اساس تعريف او به هم مي ريزد . تفکر مکانيکي به مواد تشکيل دهنده سيستم توجه دارد . ولي در روش سيستمها ، توجه بيشتر به اين نکته است که سيستم چه مي کند تا اينکه از چه ساخته شده است . يعني ابتدا مأموريت و چگونگي ارتباط و کنترل سيستم و ضوابط رفتاري آنرا شناسايي مي کند . طبق ديدگاه فوق ، تعريف اتومبيل چنين خواهد بود : اتومبيل وسيله نقليه ايست براي انتقال تعداد معيني مسافر از يک نقطه به نقطه اي ديگر با توجه به زمان و هزينه تعيين شده . ( ابتدا يک کل که اتومبيل جزئي از آن است مد نظر قرار مي گيرد. ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 23:48 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:58 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
سرانجام در خواهيم يافت كه خاستگاه اقتصاد نوين، فناوري (اعم از
ريز تراشه يا شبكه جهاني ارتباطات) نيست، خاستگاه آن، تفكر بشري است. آلن وبر (alan weber) «اگر هيولت پاكارد مي دانست كه چه چيزهايي را مي داند، سوددهي اش سه برابر مي شد». هدف دوم اين است كه معلوم شود چه كاري مي بايستي در مورد دانش انجام شود؟ به چه امور كليدي فرهنگي و رفتاري مي بايستي توجه شود تا بتوان از دانش به طور مطلوب استفاده كرد؟ مهارت ها و نقشه هاي اصلي دانش چيست؟ ماهيت يك برنامه موفق علمي چيست و چگونه مي توان فهميد كه چنين برنامه اي موفق بوده است؟ از چه معيارها و سنجه هايي براي ارزشيابي دانش استفاده مي شود؟ تعريف فرآيند process اثربخشي و اهداف سازمان هدف سازماني اثربخشي در سازمان چيست؟ كارآيي چيست؟ efficiency معيارهاي سنجش اثربخشي در زمينة روش هاي سنجش اثربخشي كيم كامرون k. cameron به چهار مدل اشاره كرده است كه رابينز و دفت هم از اين مدل ها در كتاب خود آورده اند. در زير به شرح مختصر اين مدل ها مي پردازيم. روش مبتني بر دست يابي به هدف روش سيستم تأمين منابع روش مبتني بر فرايند درون سازماني مدل استراتژيك پايه گذاران سازمان با توجه به جدول معيارهاي اثربخشي از ديدگاه كمبل و سؤالات شش گانه كه كامرون مطرح نموده است كه بر اساس آن به انتخاب بهترين معيارهاي اثربخشي منجر مي شود. به بررسي «مديريت دانش» «فن آوري» و «خلاقيت» و نقش هر يك از آن ها در بهبود كارآيي و اثربخشي فرآيندها پرداخته مي شود. كه قطعاً نقش هر يك از آن ها در اثربخشي و كارآيي سازمان انكارناپذير مي باشد. دانش نه داده است و نه اطلاعات، هر چند كه به هر دو مربوط بوده و تفاوت آنها لزوماً ماهوي نيست. چنان چه بخواهيم بدانيم كه داده ها و اطلاعات چگونه به دانش تبديل مي شود، بايستي درباره «مديريت دانش» چيزهايي بدانيم ابتدائي ترين تعريف براي مديريت دانش عبارت است از : يافتن راهي جهت خلق، شناسايي، شكار و توزيع دانش سازماني به افراد نيازمند آن. در اين جا سؤال اين است كه چرا امروزه موضوع مديريت دانش اين چنين براي سازمان ها اهميت يافته است؟ چندين عامل در ضرورت «دانش» سهيم اند. تعريف دانش چيست؟ تعريف كاربردي دانش محققان، علاوه بر «اطلاعات» و «دانش» كه كم و بيش القاكننده مفهوم آگاهي و دانش هستند، از واژه هاي ديگري نيز استفاده مي كنند. مثلاً به تشريح مفاهيمي نظير : عقل، بصيرت، اراده، عمل و نظاير آن ها مي پردازند. در واقع براي حصول به هدف ها و مقاصد علمي تر، مفاهيمي داراي مرتبه بالاتر مانند حكمت و بصيرت در خود «دانش» مستتر تلقي مي شود پيتر دراكر(peter dracker). شبكه هاي رايانه اي و تبادل دانش وعده ها و چالش هاي بازارهاي دانش دانش، تند يا كند و مفيد يا مضر، در هر حال از درون سراسر سازمان ها عبور مي كند. دانش، مبادله، خريداري، معاوضه، يافته و يا ايجاد مي شود و براي انجام امور مختلف به كار مي رود. «دانش سازماني» برخلاف «دانش فردي»، پوياست و به وسيلة نيروهاي مختلف جا به جا مي شود. براي حركت روان تر و استفاده بهينه از دانش، مي بايستي نيروهاي محرك آن را بهتر شناخت. مزاياي جنبي بازار دانش بازار كارآمد دانش، به طور اعم بر كل فعاليت شركت و به طور اخص بر كار فرد فرد اعضا و كاركنان آن تأثير مي گذارد، به همه آنان سود مي رساند اثربخشي، كارآيي و بهره وري را افزايش مي دهد. به اين ترتيب، نوآوري ها از كاربرد دانش موجود و خلق نظرات جديد در بازار دانش، ريشه مي گيرند و خريداران، فروشندگان و واسطه هاي دانش مورد نياز به دليل تسهيم دانش، قيمتي مناسب را به شكل پيشرفت در كار و يا كسب موقعيت بهتر، دريافت مي دارند. روحيه بالاي نيروي كار اندوخته غني دانش همه سازمان هاي سالم دانش را خلق و از آن استفاده مي كنند. سازمان ها بر اثر تعامل با محيط پيرامون خود، اطلاعاتي را جذب و آن ها را به دانش تبديل مي كنند. سپس اين دانش را با تجربيات، ارزش ها مقررات داخلي خود درهم مي آميزند تا به اين ترتيب مبنايي براي اقدامات خود به دست آورند. سازمان هاي سالم، مسائل را حس مي كنند و به شرايط پاسخ مي دهند. سازمان بدون دانش نمي تواند خود را سازمان داده و به عنوان شركتي زنده و پويا، حفظ كند. كسب دانش اگر دست اندركار دانش باشيم، ضرب المثل ممكن است متوجه نباشيد كه دانش مورد نقش ها و مهارت هاي مديريت دانش به منظور پاگرفتن مديريت دانش، سازمان ها بايد مجموعه اي از وظايف و مهارت ها را در زمينه دريافت، توزيع و استفاده از دانش ايجاد كنند. وظايف راهبردي و رهيافتي زيادي براي تحقق يافتن وجود دارد و اين فرض كه شركت به راحتي مي تواند فعاليت هاي مديريت دانش خود را در صدر بقيه رهيافت ها قرار دهد، فرضي غيرواقعي به نظر مي رسد. همان گونه كه مي دانيم، تنها انسان ها ارزش افزودهاي را مي آفرينند كه داده ها و اطلاعات را به دانش تبديل مي كند. موفق ترين سازمان ها، آن هايي هستند كه مديريت دانش را به جزئي از كار كاركنان خود تبديل كرده اند. البته معمولاً «مديريت دانش» از طريق انجام وظيفه تمام وقت تعدادي از كاركنان ستادي دانش كار، مي تواند به پديده اي فراگير تبديل شود. كاركنان دانش مدار كاركنان مديريت دانش
يكي ازدلايل خوب اعمال نشدن مديريت دانش در گذشته اين بود كه واقعاً كسي مسؤول و متولي آن نبود. فن آوري هايي براي مديريت دانش مديريت دانش بسيار فراتر از فن آوري است، اما بي ترديد «فن آوري دانش» بخشي از مديريت دانش است. بديهي است كه در دسترس قرار گرفتن چند فن آوري جديد مثل «لوتوس نوتز» «شبكه وب» باعث تسهيل و تسريع نهضت مديريت دانش مي شود. البته دانش و ارزش هاي مهار آن از ديرباز براي بشر شناخته شده، اما فن آوري هاي نوين آتش دانش را شعله ورتر ساخته اند. سامانه هاي سيستم كاردان و هوش مصنوعي سامانه هاي (سيستم هاي) دانشي زمان واقعي طرح هاي عملي مديريت دانش بحث در مورد «مديريت دانش»، معمولاً گفت و گوها را به سمت حيطه هاي فلسفي و انتزاعي سوق مي دهد. اين در حالي است كه مديريت دانش، دنيايي واقعي و ملموس دارد؛ جهان بودجه ها، ضرب العجل ها، سياست بازي هاي اداري و رهبري سازماني. اين طرح ها ، در بردارنده كوشش هاي سازمان براي استفاده عملي از دانش به منظور نيل به هدف هاي مورد نظر از طريق سازماندهي كاركنان، فن آوري اجزاي دانش است. مبادرت به انجام اين طرح ها به سرعت در جهان تجارت رواج مي يابد. عوامل مؤثر در توفيق طرح دانش فرهنگ دانش محور جنبه هاي عملي مديريت دانش درباره مديريت دانش بايد آماده شنيدن اندرزهاي عملي روشني بود، مثلاً اين كه از كجا شروع شود؟ چگونه كمك گرفته شود؟ و از چه اشتباهاتي پرهيز كرد؟ لذا بايد «جا پاهايي» در رويكردهاي مديريتي جاري و نيز معرفي معدودي از كاستي هاي پرداخت. آگاهي عمومي در زمينه مديريت دانش آغاز به كار در زمينه مديريت دانش فن آوري ( تكنولوژي) technology تعريف تكنولوژي انواع استراتژي هاي تغيير منبع: خلاقيت و نوآوري ضامن رشد سازمان سازمان ها و شركت ها بر برهه اي از زمان كه تحت عناوين مختلف از جمله «عصر دانش» «عصر فراصنعتي» «عصر جامعه اطلاعاتي» «عصر عدم تداوم» «عصر جوامع موقت» «عصر سرعت»، و بالاخره «عصر خلاقيت و نوآوري» مطرح شده است، خود را در جهت مديريت تغييرات شتابان و دگرگوني هاي ژرف جهاني آماده مي سازند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:54 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
امروزه ديگر همه گروههاي كاري و علمي اذعان دارند، براي اينكه سازمانها بتوانند در دنياي تجارت و رقابت يك حضور مستمر و پايدار داشته باشند، بايد حول محور علم و دانش فعاليت نمايند.
عليرغم اينكه دانش بعنوان منبعي براي بقاي سازمانها ضروري و حياتي است و شرط موفقيت سازمانها درتجارت جهاني دستيابي به يك دانش و فهم عميق در تمامي سطوح ميباشد، اما باز هم بسياري از سازمانها هنوز به مديريت دانش بطور جدي توجه نكرده اند. مديريت دانش يك واژه علمي است كه ارائه يك تعريف استاندارد از آن مشكل است . اما دو تعريف زيرتاحدودي اين مقوله را بيان مي كند : " مديريت دانش ، راهبردها و فرآيندهايي هستند كه قادرند توليد و جريان دانش را به منظور ايجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان ، مشتريان و كاربران در كل سازمان بوجود آورند" تعريف ديگري بيان ميدارد : واژه هاي كليدي : مديريت دانش ، خلاقيت ، بهبود، كارآيي ، اثربخش و فرآيند پايش و اندازه گيري فناوري فرهنـگ رهبــري مديريت دانش مديريت دانش مستلزم وجود رهبري آگاه و تأثيرگذار در سازمان است . فرهنــگ سـازماني اي كه در آن "خلاقيت و نوآوري " يك ارزش حاكم تلقي مي شود يكي از عناصر جلوبرنده مديريت دانش است . "مديريت دانش بيش از آنكه يك تفكر درباره چگونگي اداره يك سازمان باشد، يك دارايي راهبردي براي سازمان است ". شكل فوق براي شناسايي انواع مقدماتي منابع دانش است . ضمناً با توجه به نمودار، اين شكل تركيب چارچوبدانش را بيان مي كند. نيتجه چگونگي دانش ، مشاركت كنندگان در بحث مربوط به فعاليتهاي چارچوب بيان مي شود. دانش در يك سازمان مي تواند از طريق يكي از موارد شش گانه كه در شكل آمده ذخيره ، حفظ ياارائه شود. يك محقق مديريت دانش در يك سازمان خاص مي تواند هر كدام از اين 6 مورد را مطالعه وبررسي نمايد. رهنگ مثل باورها و تصورات ، توسط اعضاي سازمان مشاركت داده مي شود. ارزشهاي سازمان ، اصول ،فرمها و مقررات نانوشته و روشهاي اجرايي منابع فرهنگي دانش را تشكيل مي دهد. تأثيرات منابع (مثل فرهنگ ، زيرساخت ، منابع مالي ، مهارتهاي دانش مشاركت كنندگان )، تأثيرات محيطي (نظير ديناميك محيط ) و تأثيرات مديريت (مانند سبك رهبري ، نگرش همكاري كه نصب مشاركت كنندگان را براي نقش آفريني را برعهده دارد). اين تأثيرات در هدايت مديريت دانش در چارچوب نوع سوم وجوددارد. راهبردهاي مديريت دانش انواع پروژه هاي مديريت دانش 2- بهبود دسترسي به دانش 3- برافزايش محيط دانش ( ) عوامل حياتي موفقيت مديريت دانش
3- ساختار استاندارد و قابل انعطاف 4- فرهنگ دانش دوستي 5- مقصد و زبان شفاف 6- تعبيرات در عمليات انگيزشي 7- ايجاد كانال و معبر براي انتقال دانش 8- حمايت مديريت ارشد باتوجه به مطالب فوق مي توان گفت صورت مسئله آن است كه ديجيتال نمودن سازمان از طريق it مي تواندمنجر به افزايش تضاد بين دانش ضمني و دانش صريح گردد. كه اين امر به نوبه خود بر توان شركت در ايجادمزيت رقابتي پايدار تأثير منفي خواهد داشت . از اين رو سؤال آن است كه چگونگي استفاده از دانش ضمني و صريح در حد تعادل قرار گيــرد تــا شـاهد تأثيـر مثبـت بـر نتـايج شـركت بـاشيـم . پـاسخ به ايـن سـؤال مستلـزم اسـت كه چــگونگي تـأثيــر itو دانـش ضمنــي بـر بهبــود مستمر، نـوآوري ، عملكـرد و نتيجتـاًتـأثيـر بر مـزيت رقـابتي پايدار مشخص گردد(j-a.jogannessen er al.1999) مدل پيشنهادي |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:52 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
![]() Microsoft Office Project 2007 Step by Step Size: 55 MB | Format: PDF | Publish By: Microsoft Press | Published in: February 7, 2007 | ISBN: 0735623058 توضیحات: گام به گام آموزش مایکروسافت پروجکت 2007 ***
Description: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:24 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
Microsoft Project 2007 Bible
توضیحات: *** * Identify your goals and the scope of your projects |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:20 توسط محمد رضا اثنی عشری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من مهندس صنایع هستم و سعی دارم در این وبلاگ منابع و اطلاعاتی در باره این رشته قرار دهم
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
مهندسی صنایع |
|
RSS
|